آن‌ها از پشت مرز فرمان می‌دهند، فرزندان ما هزینه می‌دهند

همبستگی مردم رمز پیروزی در برابر استکبار و بیگانگان؛

روزهاست که در فضای مجازی، صداهایی بلند شده که مردم را به خیابان دعوت می‌کنند. صداهایی که نه از دل این سرزمین، بلکه از هزاران کیلومتر آن‌سوی مرزها بلند می‌شود. کسانی که سال‌هاست این خاک را ترک کرده‌اند، امروز از استودیوهای مجهز و خانه‌های امن کشورهای غربی، برای مردمی که دیگر نمی‌شناسند نسخه آشوب می‌پیچند.

این یک واقعیت تلخ است که باید بارها و بارها تکرار شود: فراخوان‌دهندگان شورش، خودشان هرگز پای کار نمی‌آیند. آن‌ها پشت میکروفون و دوربین نشسته‌اند، در امنیت کامل، بی‌هیچ ترسی از گلوله اشک‌آور یا بازداشت یا آسیب. اما کسی که فراخوان آن‌ها را باور می‌کند و به خیابان می‌آید، فرزند همین مردم است؛ جوانی که شاید فردا باید سر کلاس درس باشد، یا در کارگاه پدرش کار کند، یا برای آینده‌اش برنامه بریزد.

این نابرابری آشکار، خود بزرگ‌ترین دلیل برای هوشیاری است. کسی که از راه دور دستور می‌دهد و خودش هیچ هزینه‌ای نمی‌پردازد، هرگز دلسوز واقعی این ملت نیست. دلسوز واقعی کسی است که در کنار مردم می‌ماند، در سختی‌ها شریک می‌شود و مسئولیت حرف‌هایش را می‌پذیرد؛ نه کسی که از پشت صفحه نمایش، جوانان را به میدانی می‌فرستد که خودش هرگز پا در آن نخواهد گذاشت.

باید پرسید: این افراد چه چیزی برای از دست دادن دارند؟ هیچ. اما مردمی که در خیابان‌ها حضور پیدا می‌کنند، همه‌چیز برای از دست دادن دارند؛ آینده تحصیلی، شغلی، خانوادگی و حتی جانشان. این نابرابری در ریسک، به‌تنهایی نشان می‌دهد که این فراخوان‌ها از سر دلسوزی نیست، بلکه ابزاری است برای پیشبرد اهدافی که هیچ ربطی به منافع واقعی مردم ایران ندارد.

خانواده‌ها باید در این روزها بیش از هر زمان دیگری هوشیار باشند. باید با فرزندان خود صحبت کنند، نه با لحن دستوری و آمرانه، بلکه با گفتگویی صمیمانه و دلسوزانه. باید از آن‌ها بپرسند چه احساسی دارند، چرا ممکن است جذب این فراخوان‌ها شوند، و در عین حال باید به آرامی توضیح دهند که چه کسانی پشت این صحنه‌اند و چه اهدافی دارند.

جوانان ما باید بدانند که هیجان لحظه‌ای، جای تصمیم‌گیری عاقلانه را نمی‌گیرد. باید بدانند که کسی که امروز آن‌ها را به خیابان دعوت می‌کند، فردا نامشان را هم به یاد نخواهد آورد. تاریخ بارها نشان داده که فراخوان‌دهندگان آشوب، پس از پایان ماجرا، به زندگی راحت خود در کشورهای دیگر بازمی‌گردند، در حالی که جوانانی که فریب خورده‌اند، باید سال‌ها تاوان پس بدهند.

مسئولیت اصلی در این میان، بر عهده خانواده‌هاست. پدران و مادرانی که می‌دانند فرزندشان کجاست، با چه کسانی در ارتباط است و چه محتوایی را دنبال می‌کند، می‌توانند بهترین سد در برابر این توطئه‌ها باشند. یک گفتگوی صادقانه، یک تماس به‌موقع، یک هشدار دلسوزانه؛ می‌تواند از یک تصمیم اشتباه و جبران‌ناپذیر جلوگیری کند.

در این روزهای حساس، وظیفه همه ماست که هوشیار باشیم. نه از سر ترس، بلکه از سر مسئولیت‌پذیری نسبت به فرزندان این سرزمین. نگذاریم کسانی که خود در امنیت نشسته‌اند، آینده جوانان ما را قربانی بازی‌های سیاسی خود کنند. هوشیاری امروز، بهترین هدیه‌ای است که می‌توانیم به فرزندانمان بدهیم.